أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
152
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
مَحِيصٍ » « 1 » در اطراف آن بلده به طلب مفرّ و مهرب مىدويدند . غازيان عظام بر اوج آن كوه فلكمقام مقيم شدند و دلهاى دشمنان را به تيغ هراس و بيم دو نيم كردند . تفكچيان به دستيارى و مددكارى « يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ » « 2 » از ابر تفك شهب شرارهباران « وَ أَمْطَرْنا عَلَيْهِمْ حِجارَةً » « 3 » بر سر اعادى ريختند بلكه به غربال آسمان آن گروه بىعديل سنگريزه « تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ » « 4 » بر فرق دولت آن فرقهء ذليل به سبكدستى ريختند . دشمنان بر اوج آسمان از هيأت تفك كوكب ذو ذنب طالع ديدند [ 191 ] و آن كوكب طالع را در آيينهء آن قلعه قالع يافتند . دل غافل ايشان از مضمون « يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ « 5 » » آگاه شد و بناهاى خيال محال ايشان كه از رفعت آسماننشان بود بر وفاق مصداق : نظم اعامر قصرك المرفوع اقصر * فانّك ساكن القبر الخراب « 6 » كوتاه گرديد . مثنوى كوكب آن گروه فارغبال * آمد از اوج در حضيض و بال شد ز بدطالعى و سوء عمل * روز اقبالشان به شام بدل اختر غازيان به نور سرور * كرد از اوج ارتفاع ظهور شد ز نظاره چشمشان خيره * روزشان گشت همچو شب تيره رفت از بيم در درون حصار * كار ايشان ز دست و دست از كار دانستند كه ذرّه را با مهر فلك دعوى برابرى نمودن ، چهرهء خورشيد را به گل خيال اندودن است . و قطره را با دريا انديشهء همسرى كردن ، آب محيط را به دستيارى
--> ( 1 ) . ق ( 50 ) ، آيهء 36 . « در شهرها جستوجو مىكردند ، آيا راه گريزى هست » . ( 2 ) . فتح ( 48 ) آيهء 10 . « دست خدا بالاى دستهايشان است » . ( 3 ) . حجر ( 15 ) آيهء 74 . « و بارانى بر آنان بارانيديم » . ( 4 ) . فيل ( 105 ) ، آيهء 4 . « تا آنها را با سجّيل سنگباران كردند » . ( 5 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 104 « روزى كه آسمان را چون طومارى نوشته درهم نورديم » . ( 6 ) . ديوان حضرت على ، ص 16 . ترجمه : اى آبادكنندهء قصر بلند خود كوتاه بيا ، زيرا تو ساكن قبر خراب خواهى شد .